تبليغاتX
سیبی به سرخی عشق
 

متشکرم

براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.
براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.
براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.
براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.
براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.
براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.
براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.
براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.
براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.
براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"
براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.
براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.
براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.
براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.
براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.
براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي.

به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه :
لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم "
آغوش من هميشه براي تو باز است.
هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم.
هميشه پشتيبانت هستم.
من مثل كتابي گشوده برايت خواهم بود.
مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم.
من كاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من هستي.
در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي.
هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه نياورم.
همين الان در فكر تو هستم.
تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه لبخند بر لب داري.
من هميشه براي تو اينجا هستم و دلم براي تو تنگ است.
هر وقت كه احتياج به درد دل داشتي روي من حساب كن.
من هنوز در چشمانت گم شده هستم.
تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري.

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 19:9 توسط ..:: علی ::..

چقدر دلم می خواست یه شب من و تو تنها می شدیم

 

انقدر کوچیک بود دنیا که فقط ما توش جا می شدیم

 

مجنون یه شب جراتشو می داد امانت دست تو

 

اونوقت ما تا اخر عمر راهی صحرا می شدیم

 

اگر ما اون جوری بودیم نیاز به قایقی نبود

 

اروم سوار موجای بلند دریا می شدیم

 

اگه یکی دلش نخواست پاییز تموم شه و بره

 

تا ته دنیا واسه اون شب یلدا می شدیم

 

چقدر دلم می خواست دیگه من و تو در میون نبود

 

همدیگه رو می بوسیدیم و تا ابد ما می شدیم

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 12:9 توسط ..:: علی ::..

 

غروب شد

 

     خورشید رفت

 

      آفتاب گردان به دنبال خورشید می گشت

 

           ناگهان ستاره ای چشمک زد

 

                آفتاب گردان سرش را پایین انداخت

 

                       گلها هرگز خیانت نمی کنند!




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 21:8 توسط ..:: علی ::..

 

بخند ای عا شق ای امید فر دا

که من خند یدنت را دو ست دارم

به با غ خا طرم هر روز و هر شب

تو را تنها و تنها دو ست دارم

من چون ما هی افتاده در شن

تو را ما نند دریا دو ست دارم

تنها تو را دوست دارم...




لينك ثابت نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 15:27 توسط ..:: علی ::..

 

به چشم من نگاه نكن ، دوباره گريت مي گيره

 

ساده بگم كه عشق من ، بايد تو قلبت بميره

 

فاصله بين من و تو ،‌ از اينجا تا آ سموناست

 

خيلي عزيزي واسه من ، ولي زمونه بي وفاست

 

قسم نخور كه روزگار ، به كام ما دو تا نبود

 

به هر كي عاشقه بگو ، غم كه يكي دو تا نبود

 

بگو تا وقتي زنده‌ام ، نگاه تو سهم منه

 

هر جاي دنيا كه باشي ،‌دلم واست پر ميزنه

 

براي اين در به دري ، تو بهترين گواهمي

 

دروغ نگو ، كه مي دونم هميشه چشم به راهمي

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 2:4 توسط ..:: علی ::..

 

نمي دونم چرا وقتي كلمه عشق به گوشم مي رسه خندم مي گيره!

نمي دونم چرا....! همش به خودم مي گم دروغه!

يعني ممكنه همش راست باشه؟  يعني ممكنه من عاشق شده باشم؟

...............

- من مي خوام درسمو بخونم!

-خوب بخون! كي جلوتو گرفته؟ من دوستت دارم ديوونه!!!!!!!!

- نه !نمي شه! من بايد برم! ولم كن ! مزاحم نشو .

پاتو از تو زندگيم ببر بيرون! نمي خوام فكرم به چيزي مشغول باشه!

من اصلا حوصله ي اين بچه بازي هارو ندارم!

برو پيش دوستات! ولم كن بابا ! (عشق كيلو چند؟؟)

...............

وقتي بهش فكر مي كنم مي فهمم كه چقدر دلشو شكستم!

چطور شد؟ نمي دونم! ولي الان پشيمونم.....خيلي زياد!

نبايد باهاش اينطوري مي كردم. دوستش داشتم!

نمي دونم الان چي قراره بشه!!!!!!!!!

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 13:26 توسط ..:: علی ::..